خداوندا تو مسئولی
نوشته شده توسط محسن مبرهناسفند ۳
خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای این سو و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
(دکتر علی شریعتی)
پ.ن.۱: بعضی وقتا، بعضی آدمهای تنها برای اینکه از تنهاییه کشندشون بیرون بیان ،حد و مرز بعضی از روابطشونو از یاد میبرند،که این خیلی بده و باعث خیلی از سوءاستفاده ها و سوءتفاهمات میشه،اونکسی بالغه که سریع خودشو جمع کنه!!!
پ.ن.۲: هی به این فکر میکنم که ما در اینجا عرق میریزیم و وضعمان این است و آنها در آنجا عرق میخورند و وضعشان آن! نمیدانم مشکل در نوع عرقهاست یا در خوردن و ریختن ما!
(دکتر علی شریعتی)
۳۳ نظر
توسط صداقت یک مرد مورخ اسفند ۳, ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۳ ق.ظ
سلام
بگم درست میشه حرف تکراری زدم بگم درست نمی شه نا امیدیه
می رم عرق بخورم شاید اتفاق جدیدی افتاد
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۱:۲۱ ب.ظ:
باهات موافقم/
بریز به سلامتی!
[پاسخ]
توسط سمانه ( یه دونه ) مورخ اسفند ۳, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۴۶ ب.ظ
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…
زندگی کردن به معنای واقعی سخته … خیلی
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۳:۲۷ ب.ظ:
کاریشم نمیشه کرد/
[پاسخ]
توسط سی بوشهر مورخ اسفند ۳, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۴۹ ب.ظ
آمو شرمندها ولی مو تا حالا هزار بار اینو خوندومش
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۳:۰۸ ب.ظ:
عیبی نداره عزیزم/
سیچه خونه خوت کثیف میکنی؟
نوشته های دکتر شریعتی رو هر چی بیشتر بخونی بیشتر به درکت در مسائل کمک میکنه/
همین که عرض وجود کردی ،باز جای قدر دانی داره/
مرسی از حضورت/دی/
[پاسخ]
سی بوشهر پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۳:۱۲ ب.ظ:
کوکا جون خوت شرمندم نکن
مو فدای خوت و دکتر شریعتی
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۳:۲۵ ب.ظ:
مو چاکرتم /دی/
دیگه اینقد چوب کاری نکن!!!
بنظر میرسه ما چقد همدیگه رو دوست داریم نه!؟!
[پاسخ]
سی بوشهر پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۳:۵۴ ب.ظ:
نمیدونم کوکا..
عامو دعا کن رفیقوم خوب بشه
رفیقم جزء دوستان تو هم هسیش
پریروز بیمارستان آتیه تهران عمل داشت الان هم بخش ccu بیمارستان هسیش
تو رو جون عزیزت دعا کن نره توو کما..
[پاسخ]
سی بوشهر پاسخ در تاريخ اسفند ۳م, ۱۳۸۸ ۳:۵۴ ب.ظ:
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۱:۵۷ ق.ظ:
تا حدودی در جریان هسم /دی/
[پاسخ]
توسط سورنا مورخ اسفند ۳, ۱۳۸۸ ساعت ۶:۱۸ ب.ظ
با اینکه نمی شناسمتون .. ولی دوست دارم . u هم مواظب خودت باش !!!!!!!!!!!
نمیگی کجا می خوای بری؟ واسه چی می خوای بری؟ کی میای؟
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۱:۴۸ ق.ظ:
مطمئنا این دوست داشتن متقابله/
کجا؟چی؟کی؟
[پاسخ]
توسط هـ (ح) پ ر و ط (ت) مورخ اسفند ۳, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۳۲ ب.ظ
خونده بودمش قبلا . زنده باد دکتر شریعتی . قشنگ بود
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۱:۴۹ ق.ظ:
[پاسخ]
توسط هـ (ح) پ ر و ط (ت) مورخ اسفند ۳, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۴۴ ب.ظ
مهمترین اصلی که باید رعایت بشه جهت حفظ و به چالش کشیده نشدن رابطه پایبندی به ارزش ها و حرمت ها و نگه داشتن حد و مرز فی ما بین طرفین میباشد .
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۱:۵۰ ق.ظ:
بله بله استاد/
[پاسخ]
توسط سمیه مورخ اسفند ۳, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۹ ب.ظ
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۱:۵۳ ق.ظ:
بو چتن؟
ننه مو چشه؟
کی ننه مو زده؟
ننه بگو سی مو تا خوم برم سمپولشو ببرم/
[پاسخ]
توسط سمیه مورخ اسفند ۳, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۰ ب.ظ
شریعتی هم واسه خودش عالمی داشته ها
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۱:۵۴ ق.ظ:
ها /بَه/
[پاسخ]
توسط هوای تازه مورخ اسفند ۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۲ ق.ظ
میرم دخیل میبندم جمعه شب سید عباس ___________ بیا و رحمی بکن به این دلی که تنهاست
خیلی قیشنگ بی البت شعر خوما
دکتر علی شریعتی هم کارش درستن
ولی یه سوال سی چه تو این روزا همه تو وبشون از دکتر علی شریعتی چی مینویسن
یکم هم از دکتر ذولفقارنسب بنویسین می چی میشه .
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۱:۵۴ ق.ظ:
[پاسخ]
توسط داش سعید مورخ اسفند ۴, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۴ ق.ظ
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۹:۱۷ ق.ظ:
سلام داش سعید/
ما چاکریم/
این احساس متقابله
آره سعید خدایی اینو میدونستم
[پاسخ]
سمانه ( یه دونه ) پاسخ در تاريخ اسفند ۴م, ۱۳۸۸ ۴:۰۴ ب.ظ:
ببخشیدا .. ولی یه دونه یکی دیگس
[پاسخ]
توسط سی ما مورخ اسفند ۴, ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۵۵ ق.ظ
“خداوندا
تو مسئولی! ”
خیلی خِشوم اومَد
[پاسخ]
توسط زری مورخ اسفند ۵, ۱۳۸۸ ساعت ۷:۱۹ ب.ظ
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده ، چرا که دیروز ما وقت نکردیم از او تشکر کنیم .
چی می شد اگه خدا فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد ، چون امروز اطاعتش نکردیم .
چی می شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود ، چرا که امروز قادر به درکش نبودیم . . .
محسن علیک
مو تازه از طریق نظراتت فهمیدوم 

خوبی ؟
محسن تو بوشهری هسی خو
مطلبت هم خیلی باحال بید دمت مذاب کوکا
وبلاگت هم خیلی قشنگه
موفق باشی
زت زیادت کوکا
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۵م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۳ ب.ظ:
مرسی/دی/
[پاسخ]
توسط خانه وبلاگ نویسان بوشهر مورخ اسفند ۵, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۱ ب.ظ
سلام.
خانه وبلاگ نویسان بوشهر برگزار می کند.
مسابقه وبلاگ نویسی به مناسبت روز بوشهر
جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه فرمایید.
http://bushehrblog.ir/bushehrday
[پاسخ]
توسط برگریزان مورخ اسفند ۱۱, ۱۳۸۸ ساعت ۳:۴۹ ب.ظ
یا حق به حق الله خشکسالی از بوشهر دورباد
[پاسخ]
توسط سی ما مورخ اسفند ۱۱, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۵۵ ب.ظ
من که مشتاق نگاه تو هنوزم…ای دوست!
پس بیا خانه ی من چون که “به روزم” ای دوست!
[پاسخ]
توسط somaye مورخ اسفند ۱۱, ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۶ ب.ظ
بروزم نه نه
[پاسخ]