دوست
نوشته شده توسط محسن مبرهناردیبهشت ۱۱
دو دوست در بیابان همسفر بودن ، در طول راه با هم دعوا کردند ، یکی به دیگری سیلی زد .
دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت :
((( امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد )))
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند تصمیم گرفتند حمام کنند. ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد ، اما دوستش او را نجات داد . سپس دوست نجات یافته بر روی سنگ نوشت :
((( امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد )))
دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید :
چرا وقتی سیلی ات زدم ، بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟!؟
دوستش پاسخ داد:
(((وقتی دوستی تو را ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا باد های بخشش آن را پاک کند،ولی وقتی به تو خوبی میکند ،باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را پاک نکند )))
سیمون فردریک
پ.ن.۱: احسان و محمود جان ،دوست های خوبم تولدتون مبارک/
پ.ن.۲: آقا جلو جلو مبارکا باشه ،البته سِکرِتِ ولی خوب رافائل ما رو فریاد میزنه/(خودتو به اون راه نزن)
پ.ن.۳: هنوزم فکر میکنی …………………………،(صبرم زیاد شده ،،منتظرم)
۷۷ نظر
توسط سارا مورخ اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۰ ق.ظ
نه والله من دیگه فکر نمی کنم نمی خواد دیگر منتظر بمونی فرزندم
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۱:۴۰ ب.ظ:
بچه تو سیچه خوت جُل میکنیا……..
/خوش فهمید………
بعدشم مو بابا بزرگتو بیدم نه تو ننه بزرگه مو
[پاسخ]
توسط رضا عنصرسیار مورخ اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۲ ب.ظ
…………../////////////
/…………………………………………….!!!
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۱:۴۲ ب.ظ:
رضا کا ایکارا به تو نیومده!!!
حالا اگه مهدی ای کارا میکرد ،جایه تعجب نبود ولی تو چرا!!!؟؟؟
[پاسخ]
آفرین جفره ای پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۵:۱۹ ب.ظ:
رضا فوت کردن مال تیلیفوننا…اینجا جواب نمیده
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۵:۲۹ ب.ظ:
معلومن خیلی مردم آزاری کردیا!!!
[پاسخ]
آفرین جفره ای پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۵:۳۱ ب.ظ:
کی؟؟؟؟؟؟؟ مو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بچه ی ما هو ای حرفا؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۵:۵۰ ب.ظ:
ها همین خوت!!!
همین خوت نه!!!
[پاسخ]
آفرین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۸:۴۹ ق.ظ:
همین خوت نمی گنا… اگه میخی بوشهری حرف بزنی ای همه سوتی نده..همین نه همی..افتاد ؟
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۹:۱۳ ق.ظ:
خو حالا ، نمیخواد سی مو درس بوشهر شناسی بدی!!!
نه نیفتاد،خواست بیوفته با یه حرکت گواته مله ای گرفتمش/
کُنار/
[پاسخ]
توسط نرگس مورخ اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۲۶ ب.ظ
عامو تکراری بیدا !!!
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۱:۴۵ ب.ظ:
عامو دله بچه سیچه میشکونیا!!!
خو از خوم که در نیاوردم، ساخته ذهن برادر سیمون فردریک هستش/
[پاسخ]
توسط صداقت یک مرد مورخ اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۰ ب.ظ
سلام
خیلی قشنگ و جالب بود مرسی
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۱:۴۷ ب.ظ:
تو همین جوری به مو لطف داری/دی/
محمد کی انشالله؟!؟
[پاسخ]
توسط برگریزان مورخ اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ ساعت ۲:۳۷ ب.ظ
شما واقعاً کارت درسته
در معرفتت حرفی نیست رفیق
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۲:۴۷ ب.ظ:
میخوامت
دیگه زیاد داری چوب کاری میکنی /دی/
[پاسخ]
برگریزان پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۴:۴۳ ب.ظ:
واقعیت رو گفتم دوست عزیز
[پاسخ]
توسط فاطمه زنده بودی مورخ اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ ساعت ۳:۳۲ ب.ظ
سلام
خدا نکنه
بدبخت یعنی چی؟
شما شروع کن داستان رو می بینی تا آخرش رو می خونی
پایدار بمانی و سلامت
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۶:۱۳ ب.ظ:
[پاسخ]
توسط ستاره مورخ اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ ساعت ۴:۳۸ ب.ظ
سلاممممم همشهریییی

![:)]](http://www.mohsenm.com/wp-includes/images/smilies/100.gif)
ممنن از حضورت توی دل تنگی های ستاره
دوست دارم لینکت کنم همشهری…
اگه مایل بودی خبرم کن….
منتظرم.
موفق باشی.
حق یارت
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۶:۱۷ ب.ظ:
سلام
مرسی /
شما لطف دارید/حتما/
[پاسخ]
توسط آفرین جفره ای مورخ اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۹ ساعت ۵:۲۵ ب.ظ
منتظر ظهورشی؟؟؟
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۵:۳۰ ب.ظ:
نه خوش میدونه!!!
[پاسخ]
آفرین جفره ای پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۵:۳۶ ب.ظ:
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۵:۳۹ ب.ظ:
نه این بیشتر جواب داده
مثله خومن نمیتونه ببینه
[پاسخ]
آفرین جفره ای پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۵:۴۱ ب.ظ:
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۵:۴۹ ب.ظ:
تونم بیو!!!
[پاسخ]
آفرین جفره ای پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۵:۵۱ ب.ظ:
چقه چپلی محسنو
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۶:۰۱ ب.ظ:
خوتی/
[پاسخ]
آفرین جفره ای پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۰ ب.ظ:
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۷:۳۸ ق.ظ:
وقت گرفتم کله پاچه فروشی کوتاهش کنم/
گفتم کله پاچه
[پاسخ]
توسط آفرین مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۸:۴۵ ق.ظ
الان یکیمون باید به این حالت در بیاد…
انتخاب کن
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۹:۱۴ ق.ظ:
[پاسخ]
توسط بیتا(ساکت ترازسکوت) مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۹:۳۹ ق.ظ
افرین این شد……….
سلام
تولدشون مبارک
داستان قشنگی بود
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۹:۴۹ ق.ظ:
[پاسخ]
توسط ســمـﺁنـﻩ (یــــﻩ دونـﻩ) مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۴۷ ق.ظ
آمو تکراری بود .. منم شنیده بودم
آفرین آفرین جان .. خوب داری پیش می ری !
ما هم تبریک می گیم …
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۴ ق.ظ:
منم که گفتم خودم
نگفتم کار برادر سیمون فردریک هستش/
آفرین هم خیلی مونده به گردِ پایه من برسه،شاید به خودم بتونه برسه ولی به گردِ پام نمیرسه ،چون پام گرد نداره/
[پاسخ]
ســمـﺁنـﻩ (یــــﻩ دونـﻩ) پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۰۸ ق.ظ:
راس می گی ؟!!!!
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۰ ق.ظ:
ها ها ها /
مو چقه زورم زیادن /دی/
[پاسخ]
آفرین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۵ ق.ظ:
سمانه
[پاسخ]
ســمـﺁنـﻩ (یــــﻩ دونـﻩ) پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۳ ق.ظ:
آفرییییین
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱:۰۴ ب.ظ:
سی اینا انگار ۱۰ ساله پیش ،پایه سفره نون تیلیت میخوردن ،الان بعد از سال دوباره همدیگه رو دیدن/
[پاسخ]
توسط saye مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۰۹ ق.ظ
داستان قشنگی بود.سعی کن خودت هم اینطوری باشی.
منم به بچه ها تبریک میگم.
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۵ ق.ظ:
[پاسخ]
آفرین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۸ ق.ظ:
محسنو ای همه گول میدی نمیگی دماغت از اینی که هسی گت تر بشه؟؟؟
ما خو چی ازش ندیدیم ..داره گولت میده افتو جون..ببخشید سایه جون
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۲۳ ق.ظ:
حیف که گناتن وگر نه همین الان یه جَلی راست میکردم/
سایه نگاه آفرین داره مسخرت میکنه ،سیت میگه اَفتو(چه خِشِن دو بهم زنی)
[پاسخ]
ســمـﺁنـﻩ (یــــﻩ دونـﻩ) پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۴ ق.ظ:
[پاسخ]
آفرین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۳ ق.ظ:
محسن جان از شما بعیده این حرکت خاله زنکی..
سایه بیا اینجا
کار اینا هم نداشته باش
آفرین دختر گلم
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱:۰۹ ب.ظ:
سایه ،نه بریا جون،گولت میده !!!
از قدیم گفتن سالی که نکوست،رو آخره پایییز میشمارن/
آفرین جان از شما هم بعیده ،چرا دیگران رو مسخره میکنی/هان/
(هله هله دعوا)
[پاسخ]
توسط saye مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۷ ق.ظ
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دستت درد نکنه.حلا شدم افتو.
دیگه دوست ندارم آفرین
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱:۱۱ ب.ظ:
اصلا قهر قهر قهر تا روزی که در آن روز مردان،همسرانِ خود را نشناسند و بلعکس/
[پاسخ]
توسط هادی مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۸ ق.ظ
با چه شوق و ذوقی امدیم گفته بودن آپ کردی
)
ولی خرد تو ذوقمون
بچه بودم مامانم جای لالایی هر شب همین رو می خوند
——————————————————————
اگر به وبگاهم نیای فردا می گیرم می زنمت(البته اگر مهرداد نبودش
این باره دوم هستش من میام و تو نمیای
[پاسخ]
آفرین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۵ ق.ظ:
محسن برو خدا رو شکر کن خدا این هیکلو (ماشاالله)داده به مهرداد وگرنه معلوم نبود چی بر سرت میومد
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱:۲۷ ب.ظ:
چشم ،چشم هادی جان/
[پاسخ]
توسط آفرین مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۶ ق.ظ
اینجا چت رومه آره؟؟؟ بابا بیاین بلند شیم بریم یه کلوب بزنیم دربست در اختیار خودمون..کی پایست ؟
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱:۱۳ ب.ظ:
من پایه هستم،البته پایه هستم که همین جا رو کلوپ کنیم
[پاسخ]
توسط سمیه مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۲۴ ب.ظ
به قول یارو گفتنی جدیدا یه چیزی اومده به اسم یاهو مسنجر میتونین از اونم ایستفاده کنین
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱:۱۵ ب.ظ:
ننه این تکنولوژی هنوز تو بوشهر نیومده /دی/
ماله بالستونیاست/
[پاسخ]
توسط سمیه مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۲۵ ب.ظ
این داستانو شنیده بودم ولی قشنگ بود
دست بچم درد نکنه
آفرین
آفرین تو رو صدا نکردما ، محسنو تشویق کردم
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱:۱۸ ب.ظ:
هله ننم ،هله/
البته جا داره من از همین جا از ننم سمیه قدردانی کنم،مشوقم ننم سمیه بود
بزارید من از همین جا از ننم سمیه قدر دانی
ببخشید ،من کمی احساساتی شدم
[پاسخ]
توسط سمیه مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۲۵ ب.ظ
عکسه چه با سلیقه گذاشته
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱:۲۰ ب.ظ:
[پاسخ]
آفرین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۱ ب.ظ:
محسن و سلیقه ؟؟؟
معلوم نی از کجا کش رفته…
ننه یکمی ادب یاد ای بچت بده..
راسی مسنجر چنن؟؟ خوردنین ؟؟ اگه شور باشه مو می خوامش
[پاسخ]
توسط سی ما مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۳:۴۰ ب.ظ
سلام!
خیلی هم خوب
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۹ ۸:۳۷ ق.ظ:
[پاسخ]
توسط narsis مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۶:۴۰ ب.ظ
داستان تکراری زیبایی بود
تولدشونم مبارکا باشه
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۹ ۸:۳۷ ق.ظ:
[پاسخ]
توسط هـ (ح) پ ر و ط (ت) مورخ اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۹ ساعت ۷:۳۱ ب.ظ
مرسی . تولدمون مبارک :دی
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۹ ۸:۳۸ ق.ظ:
ها تولدتون مبارک/
[پاسخ]
توسط هادی مورخ اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۹ ساعت ۶:۲۳ ق.ظ
باریکلا . آفرین .
مرسی به رفاقتت
تولدشون مبارک باشه
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۴م, ۱۳۸۹ ۸:۳۹ ق.ظ:
مرسی به خودت که این همه گُلی/
[پاسخ]
توسط باسیدون مورخ اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۹ ساعت ۹:۴۳ ب.ظ
احسنت بر تو
تولدشون هم بسی مبارک
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۲ ق.ظ:
[پاسخ]
توسط هوای تازه مورخ اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۹ ساعت ۹:۱۰ ب.ظ
دو تا رفیق در بیابون بیدن ، همی که داشتن رو میکردن پی هم دعواشون شد ، یکی اومد
یه قفایی سی یکی دیگش زد که چکوچیل او اولی دوتا شو
خیلی قیشنگ بی
تولد محمود و احسان جونم ندرده با این تولد گرفتنشون
تفلدشونم مبروک
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۹ ۱۱:۱۱ ق.ظ:
[پاسخ]
توسط هنگامه مورخ اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۵ ق.ظ
دردناک اما واقعی
شاعرانه های هنگامه به روز شد
[پاسخ]
توسط هنگامه مورخ اردیبهشت ۱۶, ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۵۶ ق.ظ
اشتباست باید اونو رو سنگ مینوشته
خوبه رو روی شن چون خوبی رو نباید جار زد
تولد دوستات مبارک
[پاسخ]