پارتی بازی در سطح تیم ملی حتی در بوشهر!!!
نوشته شده توسط محسن مبرهناسفند ۵
سلام/
اومده بودم راجبه بوشهر بنویسم و در مسابقه شرکت کنم،حتی مطالبی هم نوشته بودم که میدونم اگر میخوندید بطور قطع تحت تاثیر قرار میگرفتید ،اما بنا به دلایلی مطلبم رو عوض کردم که یکی از اونها اینه که بد نیست در روز بوشهر، مسئولین بوشهری جوابه بعضی ازتبعیض گری ها(پارتی بازیها)، سوالات و کمبودها یی که در شهر بوشهر موج میزنه رو به مردم شریف وشهید پرور بوشهری بدهند.(این پُست از ۲ قسمت تشکیل شده ،که قسمت اول، موضوعی کاملا واقعی است که اسناد و فیمهایی نیز برای تثبیتش موجود میباشد و قسمت دوم نیز از تحقیق نویسنده و سوالاتی که برخی از عام ،مردم این مرزوبوم میکنند شکل گرفته و هیچ ارتباطی با اهداف سیاسی ندارد،پس بهتر است بدنبال پاسخی مناسب در خُورِ این مطالب باشیم ،نه اینکه با تهمت و افترا نویسنده را متهم به آشوبگر و… کنیم.)
قسمت اوّل: پارتی بازی در سطح تیم ملّی حتی در بوشهر!!!
صبح از سَرِ کار خسته و کوفته،داشتم با موتورسیکلتم به سمت خونه میرفتم،که یهو دیدم پلیس راهنمایی و رانندگی جلوم سبز شد،با خودم گفتم وایسم ببینم چی میخواد ،من که همه مدارکم کامله ،مدارکم رو ارائه میدم یارو ضایع میشه ولم میکنه،خلاصه رفتیمو پلیس ایست داد و مدارک خودم و موتورسیکلت رو مطالبه کرد،منم همه مدارکم رو تمام و کمال نشونش دادم و یارو رو خوب کنف کردم،طرف که خیلی بهش برخورده بود گفت:تو برای چی خلاف جهت حرکت میکنی؟ما رو میگی توش موندیم،(با خودمون گفتیم چی میگه این واسه خودش)بهش گفتم کی مرده؟!؟گفت چون من خلاف جهت اومدم میخواد موتورمو توقیف کنه،خلاصه با هر ترفندی بود ،موتورمو خوابوند ،ما هم وایستاده بودیم هاج و واج که این استوار……. چرا موتورمونو توقیف کرده،که تو همین حین یک پسرسیزده،چهارده ساله با یک گالکسی آبی اُومد و اُونم گرفتار دام پلیسسان راهنمایی و رانندگی شد،من که هنوز باورم نمیشد موتورم توقیف شده و اُونجا سرگردان بودم،دیدم دَه دقیقه نشد که اون پسره موتورشو با دو تا تماس تلفنی آزاد کرد و برای من بهانه ای شد که برم و دهن به دهن اُون استوار عُقده ای بشم.
بهش گفتم سر کارِ استوار چرا موتورِ اُون پسرک رو آزاد کردی ،اُون که گواهینامه،کارت موتور،بیمه نامه و کلاه ایمنی نداشت،پس چرا آزادش کردی بره؟!؟
دَر اُومد بهم چی گُفت!؟!گُفت:اُون پسرک پارتیش خیلی کُلُفت بُود،آشنای رئیس…… جناب سرهنگ …. بود!!!
بهش گفتم استوار من که مثله اُون پسر بچه پارتیِ کُلُفت ندارم،پارتیِ مُن خداست،تو رو خدا بی خیاله ما شو سر صبحی،بزار بریم/
میدونید بهِم چی گُفت!؟! گفت:پس به همون خدا بگو پارتیت بشه،بیاد موتورتو آزاد کنه!!!!!
شکایت نامه: مسئولین محترم استان ،فرمانداری،استانداری،شهرداری،بخش داری،ریاست محترم جمهوری و تمام مسئولینی که شب و روز برای عزت و سر بلندی ایران عزیزمان تلاش بی وقفه میکنید ،این است معنیه حکومت جمهوری اسلامی؟این است معنیه عدل علی؟
من به عنوانه یک بوشهری، به عنوان یک ایرانی، به عنوانه یک شیعه مسلمان،از شما عالی جنابان صمیمانه خواستارم که این فساد و تبعیض گرایی که در دستگاه اجرایی، وجود دارد را ریشه کن کنید ،باشد که هم خدا از ما راضی باشد هم بنده خدا/(اگر قانونی وجود دارد،باید برای همه باشد)
قسمت دوم: بوشهرم را دوست دارم و دلم برای ایرانم میتپد/
سلامی به پهنای خلیج همیشه فارس،نه عربی!!!
آخه یکی نیست به این عَرَبا بگه موقعی که ایران زمین می درخشید شما کجا بودید!!!که الان دَم از خلیج عربی میزنید/
نیومدم راجبه خلیج فارس بنویسم یا ظلم هایی که تا به حال به ایران شده و میشه و خواهد شد!!!
اینکه ایران از سالیان دراز مورد ظلم و جور اقوام مختلف بوده و هست!شکی دَرِش نیست/
کمتر کسانی از شما پیدا میشه که تاریخ و جغرافیای مقطع راهنمایی رو نخونده باشه و پی به این غارتگریها و…………..نبرده باشه!!!
ولی من اومدم راجبه بوشهر بنویسم،راجبه شهرم،راجبه ظلمهایی که داره بهش میشه!!!و همه ما بوشهریها سرمونو کردیم تو برف که این ظلمها رو نبینیم!
چه ظلمهایی!؟!
_اینکه گازمونو دارن میفرستن واسه روسیه،ترکیه وچند تا کشور دیگه حتی در آفریقا ،اُونوقت تو بوشهر حتی یک جایگاه عرضه سوخت گاز CNGهم پیدا نمیشه ،ظلم نیست!؟!(پ.ن.۱)
_اینکه تمامِ شهرها وشهرستانهای ایران و حتی تهرانِ پایتخت سوختِ گازشون از بوشهر تامین میشه،اُونوقت تو بوشهر سوختی با نامِ گاز وجود ندارد،ظلم نیست!؟!
_اینکه طرف از اون سَرِ دنیا بلند میشه میاد بوشهربعد با پارتی بازی بهترین کارو تو بوشهر صاحب میشه،اُونوقت جوونای بومی بوشهر بیکارن و بیکار می مونن،ظلم نیست!؟!
_و…………………(این قصه سَرِ دراز دارد)
همشهری ،رئیسعلی نَجَنگید که به جایِ انگلیسیا،روسا بیان گازمونو،نفت مونو،منابع مونوغارت کنن و به تاراج بِبَرن!
کجا رفتن اُون مردمون با غیرت بوشهری که انگلیسیای مزدور رو پا بُر کردن از خاک مقدس بوشهر!؟!(پ.ن.۲)
آره منم قبول دارم،منم شعار میدم/
<<<انرژی هسته ای، حق مسلم ماست>>>
باعث افتخار هر ایرانیه،هر بوشهریه که سر بلندی و خود کفایه کشورش روببینه ،ولی حالا بیایم از یک طرف دیگه به این قضیه نگاه کنیم ،ما انرژی صلح آمیز هسته ای رو برای چی میخوایم !؟!چرا ما نقد رو ول کردیم نسیه رو چسبیدیم ،ما که گاز داریم اُونقد که نمیتونیم مهارش کنیم ،چه لزومی داره به روسا باج بدیم که بیان ساپورتمون بُکُنن،که چی!؟!میخوایم انرژی صلح آمیز هسته ای داشته باشیم (کیک زرد بخوریم)(پ.ن.۳)
ما اگه هدفمون بدست اوردن انرژیه بیایم بریم خلاقیتمون رو تو مهار کردن گازهایی که دارن تو عسلویه بیخود و بی جهت میسوزن نشون بدیم،اُونارو بُکُنیم انرژی ،نه اینکه خودمونو با عالم و آدم در بندازیم واسه یه تیکه کیک!!!
یا علی/
پ.ن.۱: چراغی که به خانه رواست،به مسجد حرامه!!!
پ.ن.۲: وقتی خودت دلت واسه مالِت نمیسوزه،انتظار داری غریبه دلش بسوزه!!!
پ.ن.۳: سری که درد نمیکنه رو ،دستمال نمیبندن!!!
پ.ن.۴: اَجنبی ،اَجنبیه و به دنبال منافع خودشه!!!(روسو ،انگلیسو،امریکا نداره)(امیرکبیر)
۳۲ نظر
توسط احسان دهقانی مورخ اسفند ۱۵, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳۹ ق.ظ
زیاد نوشتی، از ساعت دوازده به بعد هم مو تعطیلم
بعدا اگه عمری باقی بود میام میخونم نظر میدم
منم بروزم
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۳۰ ب.ظ:
در هر صورت عزیزی،حالا بدو بیا کیکاتو فوت کن!!!
[پاسخ]
توسط پرستو مورخ اسفند ۱۵, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۱۴ ق.ظ
قسمت اول:
فساد تو بند بند مملکت رخنه کرده جای تعجب نداره
قسمت ۲:
اون موقع که ایران مثل نگین میدرخشید عربها اومدن و همه چیز مارو به یغما بردند و ما همچنان سنگ علی و حسین را به سینه میزنیم
ایرانیهای آزاد را در بند جهل فرو بردند و خود آزاد شدند!!!!!
تا وقتی زیر بار هر کس و هر دین و شخصی گردن کج کنیم اوضاع بر همین منواله
شاد باشی دوست گرامی
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۳۱ ب.ظ:
به شدت باهات موافقم
[پاسخ]
توسط برگریزان مورخ اسفند ۱۵, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۲۶ ق.ظ
اینروزا بی پارتی حتی نفس هم نمیشه کشید
قسمت ۲: ع ر ب ی را یا فاصله دار بنویس یا ع.ر.ب.ی تا زحمات دوستانی که بمب گوگلی خلیج فارس رو ساختن هدر نره
در مورد این که یکی از اون ور دنیا میاد بوشهر کار میکنه خوب فکر نمیکنی این تعصب کور باشه؟
خوب اون بیچاره اگه کنار خونه اش کار گیرش میومد که دیگه این همه را نمیومد بوشهر
با قسمت سوم صد در صد کاملا موافقم حرف دل ما هم هست
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۳۳ ب.ظ:
اینم میشه، : ولی باز:
چراغی که به خانه رواست،به مسجد حرامه!!!
[پاسخ]
توسط هوای تازه مورخ اسفند ۱۵, ۱۳۸۸ ساعت ۴:۲۴ ب.ظ
همانند برادر
عجب!!
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۳۵ ب.ظ:
تقصیر نداری،ماله اینه که به مهدی گشتی!!!
[پاسخ]
توسط سمانه ( یه دونه ) مورخ اسفند ۱۵, ۱۳۸۸ ساعت ۵:۴۴ ب.ظ
سلام
قسمت اول:
می گفتی: باشه .. پس منتظر باش .. حتما میاد …
قسمت دوم:
این است عدالت ! …
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۳۶ ب.ظ:
فعلا که سر کاریم/
[پاسخ]
توسط رضا عنصرسیار مورخ اسفند ۱۶, ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۴ ق.ظ
نمی دونم والا…………..
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۳۶ ب.ظ:
[پاسخ]
توسط احسان دهقانی مورخ اسفند ۱۶, ۱۳۸۸ ساعت ۲:۴۲ ب.ظ
من که دیگه از ایران دل بریدم!
کلا بیخیال وطن و سرزمین مادری و اینا، مملکته داریم؟
والا به علی!
فقط کافیه چشمتو باز کنی مسخره بازی داره از سر و کول کشور بالا میره
چیشش!
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۳۸ ب.ظ:
ها والله راست میگی،چنن دیگه/
[پاسخ]
توسط مینا(روزبارونی) مورخ اسفند ۱۷, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۱۹ ق.ظ
سلام
ببخشید به خاطر وقت کمم نمیتونم در مورد نوشتت نظر بدم
به روزم
بیا بخون .
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۳۹ ب.ظ:
حتما میام
[پاسخ]
توسط خانه وبلاگ نویسان بوشهر مورخ اسفند ۱۷, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۰۱ ق.ظ
با سلام
اولین جلسه مجمع عمومی خانه وبلاگ نویسان
جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه فرمائید.
http://bushehrblog.ir/
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۳۹ ب.ظ:
[پاسخ]
توسط داش سعید مورخ اسفند ۱۸, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۴ ق.ظ
سلام ./ اوضاع… اسم بده نعش تحویل بگیر/.
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۴۱ ب.ظ:
سلام کا/
اوضاع خرابن،مثله همیشه/
استوار قاسمی،راستی چند روزه نعشش تحویلم میدی
[پاسخ]
توسط ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) مورخ اسفند ۱۹, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۲۸ ق.ظ
تو کجا الان پارتی بازی نمی بینی ؟
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۴۳ ب.ظ:
[پاسخ]
توسط ه ( ح ) پ ر و ط ( ت ) مورخ اسفند ۱۹, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۲۸ ق.ظ
موتور و بیخیال ماشین و بچسب :دی
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۴۴ ب.ظ:
ای نِقَل/
[پاسخ]
توسط زری کوچولو مورخ اسفند ۱۹, ۱۳۸۸ ساعت ۸:۵۶ ق.ظ
سلام
خوبین بوشهر و ….
چی بگم والله برا خودمون متاسفیم
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ ۱:۴۴ ب.ظ:
منم همینطور/
[پاسخ]
توسط آرمان اصلاح پذیر مورخ اسفند ۱۹, ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۷ ب.ظ
salam mohsen jan
mamnoon ke behem sar zadi
bazam be marefate to
movafagh bashi
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰م, ۱۳۸۸ ۷:۴۰ ق.ظ:
خواهش میکنم/
[پاسخ]
توسط بیتا(ساکت ترازسکوت) مورخ اسفند ۲۰, ۱۳۸۸ ساعت ۹:۴۷ ق.ظ
حرف دل منو زدی
قشنگ بود
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۰ ق.ظ:
[پاسخ]
توسط آرمان اصلاح پذیر مورخ اسفند ۲۳, ۱۳۸۸ ساعت ۱:۳۶ ق.ظ
بروزم[گل]
فردا مورخه ۲۳ اسفند ساعت ۶:۳۰ اختتامیه جشنواره فیلم و عکس هست تو مجتمع فرهنگی حتما بیا
[پاسخ]
محسن مبرهن پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳م, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱ ق.ظ:
[پاسخ]