بایگانی برای اسفند, ۱۳۸۸

پارتی بازی در سطح تیم ملی حتی در بوشهر!!!

سلام/

اومده بودم راجبه بوشهر بنویسم و در مسابقه شرکت کنم،حتی مطالبی هم نوشته بودم که میدونم اگر میخوندید بطور قطع تحت تاثیر قرار میگرفتید ،اما بنا به دلایلی مطلبم رو عوض کردم که یکی از اونها اینه که بد نیست در روز بوشهر، مسئولین بوشهری جوابه بعضی ازتبعیض گری ها(پارتی بازیها سوالات و کمبودها یی که در شهر بوشهر موج میزنه رو به مردم شریف وشهید پرور بوشهری بدهند.(این پُست از ۲ قسمت تشکیل شده ،که قسمت اول، موضوعی کاملا واقعی است که اسناد و فیمهایی نیز برای تثبیتش موجود میباشد و قسمت دوم نیز از تحقیق نویسنده و سوالاتی که برخی از عام ،مردم این مرزوبوم میکنند شکل گرفته و هیچ ارتباطی با اهداف سیاسی ندارد،پس بهتر است بدنبال پاسخی مناسب در خُورِ این مطالب باشیم ،نه اینکه با تهمت و افترا نویسنده را متهم به آشوبگر و… کنیم.)

قسمت اوّل:   پارتی بازی در سطح تیم ملّی حتی در بوشهر!!!

صبح از سَرِ کار خسته و کوفته،داشتم با موتورسیکلتم به سمت خونه میرفتم،که یهو دیدم پلیس راهنمایی و رانندگی جلوم سبز شد،با خودم گفتم وایسم ببینم چی میخواد ،من که همه مدارکم کامله ،مدارکم رو ارائه میدم یارو ضایع میشه ولم  میکنه،خلاصه رفتیمو پلیس ایست داد و مدارک خودم و موتورسیکلت رو مطالبه کرد،منم همه مدارکم رو تمام و کمال نشونش دادم و یارو رو خوب کنف کردم،طرف که خیلی بهش برخورده بود گفت:تو برای چی خلاف جهت حرکت میکنی؟ما رو میگی توش موندیم،(با خودمون گفتیم چی میگه این واسه خودش)بهش گفتم کی مرده؟!؟گفت چون من خلاف جهت اومدم میخواد موتورمو توقیف کنه،خلاصه با هر ترفندی بود ،موتورمو خوابوند ،ما هم وایستاده بودیم هاج و واج که این استوار……. چرا موتورمونو توقیف کرده،که تو همین حین یک پسرسیزده،چهارده ساله با یک گالکسی آبی اُومد و اُونم گرفتار دام پلیسسان راهنمایی و رانندگی شد،من که هنوز باورم نمیشد موتورم توقیف شده و اُونجا سرگردان بودم،دیدم دَه دقیقه نشد که اون پسره موتورشو با دو تا تماس تلفنی آزاد کرد و برای من بهانه ای شد که برم و دهن به دهن اُون استوار عُقده ای بشم.

بهش گفتم سر کارِ استوار چرا موتورِ اُون پسرک رو آزاد کردی ،اُون که گواهینامه،کارت موتور،بیمه نامه و کلاه ایمنی نداشت،پس چرا آزادش کردی بره؟!؟

دَر اُومد بهم چی گُفت!؟!گُفت:اُون پسرک پارتیش خیلی کُلُفت بُود،آشنای رئیس…… جناب سرهنگ …. بود!!!

بهش گفتم استوار من که مثله اُون پسر بچه پارتیِ کُلُفت ندارم،پارتیِ مُن خداست،تو رو خدا بی خیاله ما شو سر صبحی،بزار بریم/

میدونید بهِم چی گُفت!؟!     گفت:پس به همون خدا بگو پارتیت بشه،بیاد موتورتو آزاد کنه!!!!!

شکایت نامه: مسئولین محترم استان ،فرمانداری،استانداری،شهرداری،بخش داری،ریاست محترم جمهوری و تمام مسئولینی که شب و روز برای عزت و سر بلندی ایران عزیزمان تلاش بی وقفه میکنید ،این است معنیه حکومت جمهوری اسلامی؟این است معنیه عدل علی؟

من به عنوانه یک بوشهری، به عنوان یک ایرانی، به عنوانه یک شیعه مسلمان،از شما عالی جنابان صمیمانه خواستارم که این فساد و تبعیض گرایی که در دستگاه اجرایی، وجود دارد را ریشه کن کنید ،باشد که هم خدا از ما راضی باشد هم بنده خدا/(اگر قانونی وجود دارد،باید برای همه باشد)

قسمت دوم: بوشهرم را دوست دارم و دلم برای ایرانم میتپد/

سلامی به پهنای خلیج همیشه فارس،نه عربی!!!

آخه یکی نیست به این عَرَبا بگه موقعی که ایران زمین می درخشید شما کجا بودید!!!که الان دَم از خلیج عربی میزنید/

نیومدم راجبه خلیج فارس بنویسم یا ظلم هایی که تا به حال به ایران شده و میشه و خواهد شد!!!

اینکه ایران از سالیان دراز مورد ظلم و جور اقوام مختلف بوده و هست!شکی دَرِش نیست/

کمتر کسانی از شما پیدا میشه که تاریخ و جغرافیای مقطع راهنمایی رو نخونده باشه و پی به این غارتگریها و…………..نبرده باشه!!!

ولی من اومدم راجبه بوشهر بنویسم،راجبه شهرم،راجبه ظلمهایی که داره بهش میشه!!!و همه ما بوشهریها سرمونو کردیم تو برف که این ظلمها رو نبینیم!

چه ظلمهایی!؟!

_اینکه گازمونو دارن میفرستن واسه روسیه،ترکیه وچند تا کشور دیگه حتی در آفریقا ،اُونوقت تو بوشهر حتی یک جایگاه عرضه سوخت گاز CNGهم پیدا نمیشه ،ظلم نیست!؟!(پ.ن.۱)

_اینکه تمامِ شهرها وشهرستانهای ایران و حتی تهرانِ پایتخت سوختِ گازشون از بوشهر تامین میشه،اُونوقت تو بوشهر سوختی با نامِ گاز وجود ندارد،ظلم نیست!؟!

_اینکه طرف از اون سَرِ دنیا بلند میشه میاد بوشهربعد با پارتی بازی بهترین کارو تو بوشهر صاحب میشه،اُونوقت جوونای بومی بوشهر بیکارن و بیکار می مونن،ظلم نیست!؟!

_و…………………(این قصه سَرِ دراز دارد)

همشهری ،رئیسعلی نَجَنگید که به جایِ انگلیسیا،روسا بیان گازمونو،نفت مونو،منابع مونوغارت کنن و به تاراج بِبَرن!

کجا رفتن اُون مردمون با غیرت بوشهری که انگلیسیای مزدور رو پا بُر کردن از خاک مقدس بوشهر!؟!(پ.ن.۲)

آره منم قبول دارم،منم شعار میدم/

<<<انرژی هسته ای، حق مسلم ماست>>>

باعث افتخار هر ایرانیه،هر بوشهریه که سر بلندی و خود کفایه کشورش روببینه ،ولی حالا بیایم از یک طرف دیگه به این قضیه نگاه کنیم ،ما انرژی صلح آمیز هسته ای رو برای چی میخوایم !؟!چرا ما نقد رو ول کردیم نسیه رو چسبیدیم ،ما که گاز داریم اُونقد که نمیتونیم مهارش کنیم ،چه لزومی داره به روسا باج بدیم که بیان ساپورتمون بُکُنن،که چی!؟!میخوایم انرژی صلح آمیز هسته ای داشته باشیم (کیک زرد بخوریم)(پ.ن.۳)

ما اگه هدفمون بدست اوردن انرژیه بیایم بریم خلاقیتمون رو تو مهار کردن گازهایی که دارن تو عسلویه بیخود و بی جهت میسوزن نشون بدیم،اُونارو بُکُنیم انرژی ،نه اینکه خودمونو با عالم و آدم در بندازیم واسه یه تیکه کیک!!!

یا علی/

پ.ن.۱:   چراغی که به خانه رواست،به مسجد حرامه!!!

پ.ن.۲:   وقتی خودت دلت واسه مالِت نمیسوزه،انتظار داری غریبه دلش بسوزه!!!

پ.ن.۳:   سری که درد نمیکنه رو ،دستمال نمیبندن!!!

پ.ن.۴:   اَجنبی ،اَجنبیه و به دنبال منافع خودشه!!!(روسو ،انگلیسو،امریکا نداره)(امیرکبیر) 

 

خداوندا تو مسئولی

خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌ سو و آن ‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

(دکتر علی شریعتی)

پ.ن.۱: بعضی وقتا، بعضی آدمهای تنها برای اینکه از تنهاییه کشندشون بیرون بیان ،حد و مرز بعضی از روابطشونو از یاد میبرند،که این خیلی بده و باعث خیلی از سوءاستفاده ها و سوءتفاهمات میشه،اونکسی بالغه که سریع خودشو جمع کنه!!!

پ.ن.۲: هی به این فکر میکنم که ما در اینجا عرق میریزیم و وضعمان این است و آنها در آنجا عرق میخورند و وضعشان آن! نمیدانم مشکل در نوع عرقهاست یا در خوردن و ریختن ما!
(دکتر علی شریعتی)

برام مهم نیست

برام مهم نیست!!!

برام مهم نیست که بهم میخندن.مهم نیست که درباره م چی میگن.من همهء این قصه ها رو باور دارم.من نمیخوام توی دنیایی زندگی کنم که نه پری دریایی داره،نه سفید برفی،نه سیندرلا، نه شاهزاده و نه عشق.
من از دنیای بدون عشق متنفرم.از آدمایی که مثل ماشین از کنار هم عبور میکنن،از روی عادت به هم سلام میکنن،از روی عادت میخندن،از روی عادت زندگی میکنن متنفرم.
دلم میخواد برم و توی قصه ها زندگی کنم.اونجا که دنیا رنگی و قشنگ و پر از مهربونیه.اونجا که تو رو به خاطر عاشق بودن سرزنش نمیکنن.اونجا که همیشه خوبی و عشق و مهربونی برنده س،و آخر قصه ها همیشه خوب تموم میشه.اونجا که حتی قویترین طلسمها با نیروی جادویی عشق باطل میشه.دلم میخواد برم تو قصه ها زندگی کنم. از نفس کشیدن توی این هوای مسموم متنفرم.

چه غریب ماندی ای دل ، نه غمی ! نه غمگساری !

نه به انتظار یاری ! نه زیار انتظاری !؟

غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد !

که دگر به این گرانی نتوان کشید باری ………!

من با عشق آشنا شدم

و چه کسی این چنین آشنا شده است ؟

          هنگامی دستم را دراز کردم

                       که دستی نبود.

                             هنگامی لب به زمزمه گشودم ،

                                         که مخاطبی نداشتم.

                                              و هنگامی تشنه ی آتش شدم ،

                                                              که در برابرم دریا بود و دریا و دریا…..!

« دکتر علی شریعتی »

والنتین

روز والنتین یا والنتاین، (روز عشاق و یا روز عشق‌ورزی) عیدی در روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن‌ماه و بعضی سال‌ها ۲۶ بهمن‌ماه) و در برخی فرهنگ‌ها روز ابراز عشق است.

این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

روایت‌های مشهور

در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده‌است بنام کلاودیوس دوم (Claudius II). کلودیوس عقیده داشت مردان مجرد نسبت به آنانی که همسر و فرزند دارند سربازان جنگجوتر و بهتری هستند. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند. کلاودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شایان ذکر است که در آن هنگام هنوز امپراتوری روم، به آیین مسیحیت نگرویده بود و این امر تقریباً ۴۰ سال پس از دوران کلاودیوس دوم یعنی در دوران کنستانتین اول، موسوم به کنستانتین کبیر صورت گرفت). اما کشیشی به نام والنتین (والنتیوس)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. هنگامی که کلاودیوس این امر را دریافت، والنتین را دستگیر و زندانی کرد. کلاودیوس به منظور منصرف ساختن والنتین از باور خویش، به زندان و به استقبال وی شتافت و او را مورد محبت فراوان قرار داد. این در حالی بود که والنتین نیز به گونه‌ای متقابل کوشید تا کلاودیوس را به آیین مسیحیت فراخواند؛ امری که موجبات خشم امپراتور روم را فراهم ساخت و حکم به اعدام وی داد. هنگامی که والنتین در زندان به سر می‌برد، یکی از زندانبانان دختری نابینا داشت که به زندان می‌آمد به تفصیل با وَلِنتَین سخن می‌گفت و درست پیش از آن که والنتین به اعدام محکوم گردد، برای آن دختر نابینا کارتی فرستاد که بر روی آن نگاشته بود: ««از طرف والنتین ِ تو» (From Your Valentine)» امضاء کرده‌است، اصطلاحی که تا به امروز مورد استفاده قرار گرفته و به وفور بر روی کارتهای والنتین مشاهده می‌شود.

بارنی و دوستان در روز والنتین در سال ۲۰۰۷ در کاخ سفید.

افسانه دیگر حاکی از آن است که هنگامی که والنتین را به زندان افکندند، مردم برای وی یادداشت‌هایی کوچک که در لفافه پیچانده بودند و در شکافهای دیواره سلول وی جاسازی می‌کردند می‌فرستادند و او آنها را یافت و در حق آنان نیایش کرد. به دیگر سخن، بنیاد تاریخی کارت والنتین همین امر است. کشیش والنتیوس در ۱۴ فوریه ۲۷۰ میلادی (در برخی روایات ۲۶۹ و مطابق با برخی روایات دیگر ۲۷۳ بعد از میلاد) اعدام شد. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتین تبدیل به نمادی برای عشق شده‌است و بدین روست که در کشورهای جهان، به ویژه کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، مراسم روز والنتین همه ساله در ۱۴ فوریه برگزار می‌گردد.

رسوم والنتین

در کشورهای اروپایی و آمریکائی دادن شکلات به عنوان هدیه روز والنتین از شهرت خاصی برخوردار است. تزئین شکلات و پختن انواع ان نیز از اداب این روز به شمار می‌رود. از نظر علمی هم ثابت شده‌است که خوردن شکلات دارک یا همان سیاه میزان عشق را در انسان بالا می‌برد البته نه مصرف بی‌رویه آن.

فال والنتین

۱۴ فوریه چه احساسی در شما ایجاد می کند؟ شادی یا ترس؟ آیا می دانید که متولدین ماه های مختلف واکنش متفاوتی نسبت به این رویداد رمانتیک دارند و دوست دارند ولنتاین را به صورتی متفاوت جشن بگیرند؟   
 

 

برج حمل (فروردین)

شما بیشترین کارت ها، گل ها، و شکلات ها را هدیه می گیرید. البته فکر کنم بدتان هم نمی آید که خودتان هم برای خودتان گل و شکلات بفرستید!
    

برج ثور (اردیبهشت)

یک دسته گل قاصدک، شکلات های ارزان قیمت و شامی در یک رستوران فَست فود؟ نگران نباشید، احتمالاً دارید کابوس می بینید! 
   

برج جوزا (خرداد)

متولدین این ماه مثل سایر کارهایشان، امشب هم با دو نفر قرار دارند، و آخر شب را هم با دوستانشان برنامه می گذارند.
   

برج سرطان (تیر)

فکر می کنم برای متولدین این ماه هیچ هدیه ای از یک دستمال ابریشمی گلدوزی شده و یک بسته شکلات قلب شکل بهتر باشد.
  

 

  

برج اسد (مرداد)

یک شاخه گل رزی که معشوقتان برایتان فرستاده است اصلاً خوشحالتان نمی کند. فکر می کنید لیاقت حداقل صدها شاخه گل را داشته اید! 
  

برج سنبله (شهریور)

اصلاً دوست ندارید که جعبه شکلاتی را که هدیه گرفته اید را با کسی سهیم شوید. همه اش نگران این هستید که مبادا یکی به آنها ناخنک بزند یا گل هایتان را بو کند!
    

برج میزان (مهر)

به هر کسی که می شناسید کارت ولنتاین می فرستید: آرایشگرتان، معلم هایتان، بقال محل، پسر خاله ی بقال محل و…دوست ندارید هیچ کس این شب احساس تنهایی کند.
    

برج عقرب (آبان)

برخلاف معمول شما اصلاً دوست ندارید که شب ولنتاین شام را بیرون صرف کنید. ترجیح می دهید یک شب رویایی را در خانه در کنار معشوقتان بگذرانید!
 

 

  

برج قوس (آذر)

اصلاً دوست ندارید برای کسی کارت ولنتاین بفرستید! اگر کسی بیشتر از آن چیزی که منظور شما بوده از آن کارت استنباط کند چه؟ به خاطر همین خودتان را به فراموشی می زنید که انگار یادتان رفته ولنتاین چه روزی است!
  

 
برج جدی (دی)

بوی گل شما را به عطسه می اندازد و اصلاً هم از شکلات خوشتان نمی آید! درعوض به نظرتان هیچ چیز برای ولنتاین بهتر از یک هدیه ی گران قیمت نیست!
     

برج دلو (بهمن)

دوست ندارید از روال عادی زندگی بیرون بیایید. همان چای گیاهیتان را می خورید و اصلاً هم فکر نمی کنید خوردن کمی شکلات باعث شود که مثل بقیه شوید! 
 
 

 

 

برج حوت (اسفند)

عاشق اینجور مراسم ها هستید! اصلاً به امید همین روزها زندگی می کنید! فکر میکنید اگر هر روز زندگی ما آدم ها ولنتاین بود و همه به هم گل و شکلات هدیه میدادند، دنیا بهشت می شد!
_______________________________________________
این لینکم به مناسبت روز والنتین براتون میزارم گوش کنید حالشو ببرید/
(فقط بی جنبه هاش گوش نکنند!!!)
 
 
پیشاپیش والنتین رو به تمامی عاشقان از نوعه واقعیش تبریک میگم/(ما که از این امکاناتا نداریم)!!!
_______________________________________________
   

پ.ن.۱:میخواستم یه پستی بزنم با ذکر نام ِتک به تک که بعضی به ظاهر دوستان از خجالت نتوانند دیگه  سرشونو بالا بگیرند/ولی با مشاوره دادن های بعضی از دوستان گُلِ دیگرم به همین پی نوشت بسنده کردم/فقط همینو بگم ،خجالت بکشید/واقعا متاسفم!!!

پ.ن.۲:از قدیم میگن: چاقو دستیه خودشو نمیبره/ولی امروز شاهد یه چیزه دیگه هستیم/

پ.ن.۳:پیشاپیش فرا رسیدن اربعین حسینی رو به تمامیه برادر و خواهرهای مسلمانم تسلیت میگم/

پ.ن.۴:معرفت دُر گرانیست که به هر کَس ندهند /پَرِ طاووس قشنگ است  به کَرکَس ندهند/

پ.ن.۵:خیلی  فکر میکنی /من از صبر کردن بدم میاد/حالا اینوری هستیم یا  اُنوری  ؟!       

       (یا علی)