<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.9.2" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>تلخ و شیرین</title>
	<link>http://www.mohsenm.com</link>
	<description>زهر انار</description>
	<lastBuildDate>Tue, 01 Jun 2010 20:43:13 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>fa</language>
	
	<item>
		<title>انتظار</title>
		<description><![CDATA[آدم خوبه انتظاراتش از دیگران رو کم کنه ،شاید این گفته درست باشه که هر کسی اول به خودش فکر میکنه!!!نایاب نیست ولی خوب کم پیدا میشه کسی رو که همونقدر که شعار میده ،در عمل هم ثابت قدم باشه.
تو سالِ جدید از خیلی ها توقع داشتم ،ولی خوب نا امیدم کردن و فقط شعار [...]]]></description>
		<link>http://www.mohsenm.com/?p=190</link>
			</item>
	<item>
		<title>متاسفم برای دنیای امروزمان</title>
		<description><![CDATA[دنیای دیروزمان:  فرهاد، شیرین مُرد.نه این کار را نکن نَه ،نــَـــــــــه.فرهاد مُرد.فرهاد قبل از این که بداند ،که آیا شیرین واقعا مُرده است،خود را از کوه به پایین انداخت. (تا به این اندازه عاشق)
دنیای امروزمان:  فرهاد، شیرین مُرد.فرهاد ،فرهاد ، با تو ام فرهــــــــــــاد.               فرهاد:اَــــــــــــــ  فرهاد و کوفت ،فرهاد و مرض ،میزاری به کارمون برسیم [...]]]></description>
		<link>http://www.mohsenm.com/?p=175</link>
			</item>
	<item>
		<title>باورهای کور کورانه</title>
		<description><![CDATA[آدمهایی از جنس مزخرف،آدمهایی که مفهوم زندگی را نمی دانند و خوب بودن را تجربه نکرده اند و آدمهایی که برای احساسات دیگران پشیزی ارزش قائل نمی شوند و آدمهایی که فقط به خود فکر می کنند و خودخواه هستند و تعصبات و باورهای کورکورانه دارند و آدمهایی که ساده لوح هستند و فکر می [...]]]></description>
		<link>http://www.mohsenm.com/?p=168</link>
			</item>
	<item>
		<title>دوست</title>
		<description><![CDATA[دو دوست در بیابان همسفر بودن ، در طول راه  با هم دعوا کردند ، یکی به دیگری سیلی زد .
دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت :
((( امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد )))
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند تصمیم گرفتند حمام کنند. [...]]]></description>
		<link>http://www.mohsenm.com/?p=161</link>
			</item>
	<item>
		<title>هنوز زنده ام</title>
		<description><![CDATA[هستم به کوریه چشم بعضیا!!!
از این به بعد یه محسن دیگه میبینید،ثابت میکنم در عمل!!!
در عمل!!!
]]></description>
		<link>http://www.mohsenm.com/?p=159</link>
			</item>
	<item>
		<title>بسته شد</title>
		<description><![CDATA[نفهمیدی!!! 
اینجا  بسته  شد.
]]></description>
		<link>http://www.mohsenm.com/?p=157</link>
			</item>
	<item>
		<title>مهم نیست که مهم نیست</title>
		<description><![CDATA[_خوب چیکار کنم که تنهام !
_خوب چیکار کنم که دوستم نداری !
_خوب چیکار کنم که کم مَحَلی میکنی !
_خوب چیکار کنم که خودتو میگیری !
_خوب چیکار کنم که &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;!!!
_کی گفته من نمیتونم یه عاشق تنها باشم !
_کی گفته عشق و عاشقی فقط باید به خدا باشه !
_کی گفته عاشقی حرامه و عاشق&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;آه!!!
_کی گفته من هر [...]]]></description>
		<link>http://www.mohsenm.com/?p=151</link>
			</item>
	<item>
		<title>به همین سادگی رفتی</title>
		<description><![CDATA[به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا [...]]]></description>
		<link>http://www.mohsenm.com/?p=135</link>
			</item>
	<item>
		<title>پارتی بازی در سطح تیم ملی حتی در بوشهر!!!</title>
		<description><![CDATA[سلام/
اومده بودم راجبه بوشهر بنویسم و در مسابقه شرکت کنم،حتی مطالبی هم نوشته بودم که میدونم اگر میخوندید بطور قطع تحت تاثیر قرار میگرفتید ،اما بنا به دلایلی مطلبم رو عوض کردم که یکی از اونها اینه که بد نیست در روز بوشهر، مسئولین بوشهری جوابه بعضی ازتبعیض گری ها(پارتی بازیها)، سوالات و کمبودها یی که در شهر بوشهر [...]]]></description>
		<link>http://www.mohsenm.com/?p=101</link>
			</item>
	<item>
		<title>خداوندا تو مسئولی</title>
		<description><![CDATA[خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی [...]]]></description>
		<link>http://www.mohsenm.com/?p=94</link>
			</item>
</channel>
</rss>
