انتظار

آدم خوبه انتظاراتش از دیگران رو کم کنه ،شاید این گفته درست باشه که هر کسی اول به خودش فکر میکنه!!!نایاب نیست ولی خوب کم پیدا میشه کسی رو که همونقدر که شعار میده ،در عمل هم ثابت قدم باشه.

تو سالِ جدید از خیلی ها توقع داشتم ،ولی خوب نا امیدم کردن و فقط شعار میدادن، ولی یه چند وقتی هست که میبینم ،یکی همونقدر که شعارمیده ،عمل هم میکنه. اگه حس نکنه که میخوام هندونه زیر بغلش بزارم ، از همین جا بهش میگم که ،بابا ایوالله ،بهم نشون دادی که محکمی و ثابت قدم بودی ،خدا کنه منم بتونم بهت ثابت کنم اون چیزی رو که حرفش رو میزنم و تو میدونی و من میتونم/

پ.ن.۱:   خوشحالم که میبینم هنوز کسانی هستند که مفهوم عشق رو خوب میدونند.

پ.ن.۲:   این روحیه خوب و این نشاط رو مدیون دوستای گلم هستم ، دوستایی که منو تنها نزاشتن و برام ارزش قائلند،که میخوام در اینجا نام بعضی هاشون رو قید کنم: محمد امین کارگر، محمد صالحی ، رضا بوستانی ، احسان دهقانی ، سارا ، آرمان ، مهرداد ، امینه ، مولود ، سایه ، آفرین جفره ای ، فاطمه زنده بودی ، سمیه ، رویا ، سودابه ، هادی و رضا عنصرسیار/

پ.ن.۳:   خیلی دوستش دارم ، بهم یه چیزی داده که خیلی با ارزشه ، میدونین چی!؟!  (هـــــد ف )

پ.ن.۴:   چند روز پیش شنیدم ۲ تا از دوستای خوبم که وب نویس هم هستند ، در حالِ مزدوج شدن هستن ، خیلی خوشحال شدم ، انشالله به مبارکی و میمنت عروسیشون بریم و به رقص و پایکوبی بپردازیم. ( همیشه به خوشی )

پ.ن.۵:   یه پیغام تهدید آمیز و عجیب برام اومده ، مضمون پیغام این بود که اگه بهم کم محلی کنی و حرصم رو در بیاری ، میزنمت!!!(منم خیلی میترسم)

پ.ن.۶:   هر چی گفتم ، راست گفتم ، شاهد زنده دارم .

پ.ن.۷:   سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا (ص) و روز زن را به تمامی مادران و دختران ایرانی تبریک میگم.

پ.ن.۸:   قهرمان۲۰۱۰ آفریقای جنوبی میدونین چه تیمیه!؟!   /تیمی نیست جزء تیم ملی انگلستان/
پ.ن.۹:   یکی این آهنگ رو بهم داده که خیلی دوسش دارم ، منم این آهنگ رو به خودش تقدیم میکنم از طرفِ خودم.

پ.ن.۱۰:   این پست و پی نوشت هایش هیچ مخاطب خاصی ندارد ( لطفا به خود نگیرید )

دانلود آهنگ


متاسفم برای دنیای امروزمان

دنیای دیروزمان:  فرهاد، شیرین مُرد.نه این کار را نکن نَه ،نــَـــــــــه.فرهاد مُرد.فرهاد قبل از این که بداند ،که آیا شیرین واقعا مُرده است،خود را از کوه به پایین انداخت. (تا به این اندازه عاشق)

دنیای امروزمان:  فرهاد، شیرین مُرد.فرهاد ،فرهاد ، با تو ام فرهــــــــــــاد.               فرهاد:اَــــــــــــــ  فرهاد و کوفت ،فرهاد و مرض ،میزاری به کارمون برسیم یا نه !؟! خوب مُرد که مُرد چیکار کنم ،خودمو بکشم،شیرین نشد تلخ ، تلخ نشد شور ،شور نشد ترش ،همچین میگه مُرد که انگار ملکه انگلستان مُرده!!! (تا به این اندازه …)

متاسفم برای دنیای امروزمان

پ.ن.۱: ۲۶ اردیبهشت تولدِ شاگِرد خوبم سایه،رو به خودش و خانوادش تبریک میگم.

پ.ن.۲:  آجی سارا فردا شب کُتلِت براست دیگه !؟!   اِنشاالله.

پ.ن.۳:  هیچکس نمیتونه به دلش یاد بده که نشکنه ،ولی دستِ کم میتونیم یادش بدیم که وقتی شکست ،لبهایه تیزش ،دستِ اونی که شکستش رو نبره/

پ.ن.۴:  تو رو من ،من تو رو ، تو رو خدا ،خودِ خدا میدونه که من تو رو، تو رو من ، من تو رو دوست دارمت/

باورهای کور کورانه

آدمهایی از جنس مزخرف،آدمهایی که مفهوم زندگی را نمی دانند و خوب بودن را تجربه نکرده اند و آدمهایی که برای احساسات دیگران پشیزی ارزش قائل نمی شوند و آدمهایی که فقط به خود فکر می کنند و خودخواه هستند و تعصبات و باورهای کورکورانه دارند و آدمهایی که ساده لوح هستند و فکر می کنند زندگی کردن و تشکیل خانواده دادن ، لزوما باید در چهارچوب ماههای سال باشد.مثلا مرد اسفند نباید با زن آبان ازدواج کند و یا زن فروردین به مرد مهر نمی خورد و از این جور مزحبلات!!! که اگر این طور بود و این بی عقلانه افکار درست بود ، تا الان می بایست اینطوری میشد که هر انسانی یک کاتالوگ بر روی گردن خویش می انداخت تا نشانگر تاریخ ماه و خصوصیات و اخلاق و این که فرزند چندم خانواده هست و این که آیا وقتی که می خواهد لقمه ای غذا بخورد ، لقمه را دور سرش میچرخاند یا نه!؟!

مشخصات و خصوصیات شما و افکارهای پنهان شما،تنها در نزد شماست و خدای شما و این که اگردرجایی نوشت مشخصات متولدین مرداد و یا غیره……….چنین خصوصیاتی دارند و چنین می شود در این هفته برایشان ،بستگی به حسه تلقین پذیریه شما دارد و لا غیر، تا به این اندازه تلقین پذیر نباشید و واقع بینانه به حقایق نگاه کنید/

پ.ن۱:   دندان کرم خورده را باید کشید.

پ.ن.۲:   هر کسی لیاقته خیلی از چیزها رو نداره!!!

پ.ن.۳:   معلم، شاگرد را صدا زد تا انشاء‌اش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند. پسر با صدایی لرزان گفت: ننوشتیم آقا..! پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی، او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که دست‌های قرمز و باد کرده‌اش را به هم می‌مالید، زیر لب می‌گفت:آری! ثروت بهتر است چون می‌توانستم دفتری بخرم و بنویسم.

دوست

دو دوست در بیابان همسفر بودن ، در طول راه  با هم دعوا کردند ، یکی به دیگری سیلی زد .

دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت :

((( امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد )))

آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند تصمیم گرفتند حمام کنند. ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد ، اما دوستش او را نجات داد . سپس دوست نجات یافته بر روی سنگ نوشت :

((( امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد )))

دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید :

چرا وقتی سیلی ات زدم ، بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟!؟

دوستش پاسخ داد:

(((وقتی دوستی تو را ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا باد های بخشش آن را پاک کند،ولی وقتی  به تو خوبی میکند ،باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را پاک نکند )))

سیمون فردریک

پ.ن.۱: احسان و محمود جان ،دوست های خوبم تولدتون مبارک/

پ.ن.۲: آقا جلو جلو مبارکا باشه ،البته سِکرِتِ ولی خوب رافائل ما رو فریاد میزنه/(خودتو به اون راه نزن)

پ.ن.۳: هنوزم فکر میکنی …………………………،(صبرم زیاد شده ،،منتظرم)


هنوز زنده ام

هستم به کوریه چشم بعضیا!!!

از این به بعد یه محسن دیگه میبینید،ثابت میکنم در عمل!!!

در عمل!!!

بسته شد

نفهمیدی!!!

اینجا  بسته  شد.

مهم نیست که مهم نیست

_خوب چیکار کنم که تنهام !

_خوب چیکار کنم که دوستم نداری !

_خوب چیکار کنم که کم مَحَلی میکنی !

_خوب چیکار کنم که خودتو میگیری !

_خوب چیکار کنم که ……………!!!

_کی گفته من نمیتونم یه عاشق تنها باشم !

_کی گفته عشق و عاشقی فقط باید به خدا باشه !

_کی گفته عاشقی حرامه و عاشق……………آه!!!

_کی گفته من هر چیزی که بخوام نمیتونم اینجا بنویسم !!!

_کی گفته…………… !!!

_مهم نیست که تنهام !

_مهم نیست که دوستم نداری !

مهم نیست که مهم نیست !

مهم نیست که زنده باشم یا مرده !!!

مهم نیست که……………!!!

آهای خدا چیکار داری میکنی !؟!                 نمیبینی !؟!            بُریدم-                 حوصله خودمم ندارم/

خدا یه سوال !؟!

خسته نشدی از یکجا نشینی !؟!             راستی تو شبا اُون بالا چیکار میکنی !؟!

خدا راسته که میگن خیلی بزرگی ، کریمی ، عادلی !؟!                 کو پس چرا ما چیزی نمیبینیم !؟!

آهان چشم بصیرت میخواد نه !؟!

عجب !!!          چشم بصیرت

/ حالم بهم میخوره از آدمهایی که شعار میدن و موقع عمل دنبال جوراباشون میگردن /

_بی اُمید !

_بی هدف !

_بی عشق !

_و مرگ !!!

بسه !!!                     تمومش کن !!!

پ.ن: بعضی وقتها دردِ دِلِ یه آدم اُونقدر تو دلش میمونه ،که جزئی از دلش میشه ،پس آدم با گفتنش سبک نمیشه .

پ.ن: یکی از بچه ها یه پستی زد که منم از مطلبش استقبال میکنم ،چون خیلی کارش درسته/http://blog.ehsand.com/1715.html/

به همین سادگی رفتی

به همین سادگی رفتی
بی خداحافظ عزیزم
سهم تو شد روز تازه
سهم من اشک که بریزم
به همین سادگی کم شد
عمر گلبوته تو دستم
گله از تو نیست میدونم
خودم اینو از تو خواستم
به جون ستاره هامون
تو عزیزتر از چشامی
هر جا هستی خوب و خوش باش
تا ابد بغض صدامی
تو رو محض لحظه هامون
نشه باورت یه وقتی
که دوست ندارم اینو
به خدا گفتم به سختی
من اگه دوست نداشتم
پای غم هات نمی موندم
واست این همه ترانه
از ته دل نمی خوندم
اگه گفتم برو خوبم
واسه این بود که می دیدم
داری آب می شی ، می میری
اینو از همه شنیدم
دارم از دوریت می میرم ؛
تا کنار من نسوزی
از دلم نمی ری عمرم
نفسامی که هنوزی
تو رو محض خیره هامون
که نفس نفس خدا شد
از همون لحظه که رفتی
روحم از تنم جدا شد
تو که تنها نمی مونی
من تنها رو دعا کن
خاطراتمو نگه دار
اما دستامو رها کن
دست تو اول عشق
بسپرش به آخرین مرد
مردی که پشت یک دیوار
واسه چشمات گریه می کرد
گریه می کرد
گریه می کرد

 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت انقدر غمگین است ؟ چرا لبخندهایت انقدر بی رنگ است ؟ اما افسوس … هیچ کس نبود همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره . اری با تو هستم .. با تویی که از کنارم گذشتی… و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!

پ.ن.۱:   پیشاپیش سال نو روبه همه دوستای گلم تبریک میگم،بچه ها یه سال دیگه از عمرمون گذشت ،ببینید چه زود گذشت!!!

پ.ن.۲:   نیست،نیست!!!

پ.ن.۳:   ۵فروردین تولدته،تولدت مبارک عزیزم.

 

پارتی بازی در سطح تیم ملی حتی در بوشهر!!!

سلام/

اومده بودم راجبه بوشهر بنویسم و در مسابقه شرکت کنم،حتی مطالبی هم نوشته بودم که میدونم اگر میخوندید بطور قطع تحت تاثیر قرار میگرفتید ،اما بنا به دلایلی مطلبم رو عوض کردم که یکی از اونها اینه که بد نیست در روز بوشهر، مسئولین بوشهری جوابه بعضی ازتبعیض گری ها(پارتی بازیها سوالات و کمبودها یی که در شهر بوشهر موج میزنه رو به مردم شریف وشهید پرور بوشهری بدهند.(این پُست از ۲ قسمت تشکیل شده ،که قسمت اول، موضوعی کاملا واقعی است که اسناد و فیمهایی نیز برای تثبیتش موجود میباشد و قسمت دوم نیز از تحقیق نویسنده و سوالاتی که برخی از عام ،مردم این مرزوبوم میکنند شکل گرفته و هیچ ارتباطی با اهداف سیاسی ندارد،پس بهتر است بدنبال پاسخی مناسب در خُورِ این مطالب باشیم ،نه اینکه با تهمت و افترا نویسنده را متهم به آشوبگر و… کنیم.)

قسمت اوّل:   پارتی بازی در سطح تیم ملّی حتی در بوشهر!!!

صبح از سَرِ کار خسته و کوفته،داشتم با موتورسیکلتم به سمت خونه میرفتم،که یهو دیدم پلیس راهنمایی و رانندگی جلوم سبز شد،با خودم گفتم وایسم ببینم چی میخواد ،من که همه مدارکم کامله ،مدارکم رو ارائه میدم یارو ضایع میشه ولم  میکنه،خلاصه رفتیمو پلیس ایست داد و مدارک خودم و موتورسیکلت رو مطالبه کرد،منم همه مدارکم رو تمام و کمال نشونش دادم و یارو رو خوب کنف کردم،طرف که خیلی بهش برخورده بود گفت:تو برای چی خلاف جهت حرکت میکنی؟ما رو میگی توش موندیم،(با خودمون گفتیم چی میگه این واسه خودش)بهش گفتم کی مرده؟!؟گفت چون من خلاف جهت اومدم میخواد موتورمو توقیف کنه،خلاصه با هر ترفندی بود ،موتورمو خوابوند ،ما هم وایستاده بودیم هاج و واج که این استوار……. چرا موتورمونو توقیف کرده،که تو همین حین یک پسرسیزده،چهارده ساله با یک گالکسی آبی اُومد و اُونم گرفتار دام پلیسسان راهنمایی و رانندگی شد،من که هنوز باورم نمیشد موتورم توقیف شده و اُونجا سرگردان بودم،دیدم دَه دقیقه نشد که اون پسره موتورشو با دو تا تماس تلفنی آزاد کرد و برای من بهانه ای شد که برم و دهن به دهن اُون استوار عُقده ای بشم.

بهش گفتم سر کارِ استوار چرا موتورِ اُون پسرک رو آزاد کردی ،اُون که گواهینامه،کارت موتور،بیمه نامه و کلاه ایمنی نداشت،پس چرا آزادش کردی بره؟!؟

دَر اُومد بهم چی گُفت!؟!گُفت:اُون پسرک پارتیش خیلی کُلُفت بُود،آشنای رئیس…… جناب سرهنگ …. بود!!!

بهش گفتم استوار من که مثله اُون پسر بچه پارتیِ کُلُفت ندارم،پارتیِ مُن خداست،تو رو خدا بی خیاله ما شو سر صبحی،بزار بریم/

میدونید بهِم چی گُفت!؟!     گفت:پس به همون خدا بگو پارتیت بشه،بیاد موتورتو آزاد کنه!!!!!

شکایت نامه: مسئولین محترم استان ،فرمانداری،استانداری،شهرداری،بخش داری،ریاست محترم جمهوری و تمام مسئولینی که شب و روز برای عزت و سر بلندی ایران عزیزمان تلاش بی وقفه میکنید ،این است معنیه حکومت جمهوری اسلامی؟این است معنیه عدل علی؟

من به عنوانه یک بوشهری، به عنوان یک ایرانی، به عنوانه یک شیعه مسلمان،از شما عالی جنابان صمیمانه خواستارم که این فساد و تبعیض گرایی که در دستگاه اجرایی، وجود دارد را ریشه کن کنید ،باشد که هم خدا از ما راضی باشد هم بنده خدا/(اگر قانونی وجود دارد،باید برای همه باشد)

قسمت دوم: بوشهرم را دوست دارم و دلم برای ایرانم میتپد/

سلامی به پهنای خلیج همیشه فارس،نه عربی!!!

آخه یکی نیست به این عَرَبا بگه موقعی که ایران زمین می درخشید شما کجا بودید!!!که الان دَم از خلیج عربی میزنید/

نیومدم راجبه خلیج فارس بنویسم یا ظلم هایی که تا به حال به ایران شده و میشه و خواهد شد!!!

اینکه ایران از سالیان دراز مورد ظلم و جور اقوام مختلف بوده و هست!شکی دَرِش نیست/

کمتر کسانی از شما پیدا میشه که تاریخ و جغرافیای مقطع راهنمایی رو نخونده باشه و پی به این غارتگریها و…………..نبرده باشه!!!

ولی من اومدم راجبه بوشهر بنویسم،راجبه شهرم،راجبه ظلمهایی که داره بهش میشه!!!و همه ما بوشهریها سرمونو کردیم تو برف که این ظلمها رو نبینیم!

چه ظلمهایی!؟!

_اینکه گازمونو دارن میفرستن واسه روسیه،ترکیه وچند تا کشور دیگه حتی در آفریقا ،اُونوقت تو بوشهر حتی یک جایگاه عرضه سوخت گاز CNGهم پیدا نمیشه ،ظلم نیست!؟!(پ.ن.۱)

_اینکه تمامِ شهرها وشهرستانهای ایران و حتی تهرانِ پایتخت سوختِ گازشون از بوشهر تامین میشه،اُونوقت تو بوشهر سوختی با نامِ گاز وجود ندارد،ظلم نیست!؟!

_اینکه طرف از اون سَرِ دنیا بلند میشه میاد بوشهربعد با پارتی بازی بهترین کارو تو بوشهر صاحب میشه،اُونوقت جوونای بومی بوشهر بیکارن و بیکار می مونن،ظلم نیست!؟!

_و…………………(این قصه سَرِ دراز دارد)

همشهری ،رئیسعلی نَجَنگید که به جایِ انگلیسیا،روسا بیان گازمونو،نفت مونو،منابع مونوغارت کنن و به تاراج بِبَرن!

کجا رفتن اُون مردمون با غیرت بوشهری که انگلیسیای مزدور رو پا بُر کردن از خاک مقدس بوشهر!؟!(پ.ن.۲)

آره منم قبول دارم،منم شعار میدم/

<<<انرژی هسته ای، حق مسلم ماست>>>

باعث افتخار هر ایرانیه،هر بوشهریه که سر بلندی و خود کفایه کشورش روببینه ،ولی حالا بیایم از یک طرف دیگه به این قضیه نگاه کنیم ،ما انرژی صلح آمیز هسته ای رو برای چی میخوایم !؟!چرا ما نقد رو ول کردیم نسیه رو چسبیدیم ،ما که گاز داریم اُونقد که نمیتونیم مهارش کنیم ،چه لزومی داره به روسا باج بدیم که بیان ساپورتمون بُکُنن،که چی!؟!میخوایم انرژی صلح آمیز هسته ای داشته باشیم (کیک زرد بخوریم)(پ.ن.۳)

ما اگه هدفمون بدست اوردن انرژیه بیایم بریم خلاقیتمون رو تو مهار کردن گازهایی که دارن تو عسلویه بیخود و بی جهت میسوزن نشون بدیم،اُونارو بُکُنیم انرژی ،نه اینکه خودمونو با عالم و آدم در بندازیم واسه یه تیکه کیک!!!

یا علی/

پ.ن.۱:   چراغی که به خانه رواست،به مسجد حرامه!!!

پ.ن.۲:   وقتی خودت دلت واسه مالِت نمیسوزه،انتظار داری غریبه دلش بسوزه!!!

پ.ن.۳:   سری که درد نمیکنه رو ،دستمال نمیبندن!!!

پ.ن.۴:   اَجنبی ،اَجنبیه و به دنبال منافع خودشه!!!(روسو ،انگلیسو،امریکا نداره)(امیرکبیر) 

 

خداوندا تو مسئولی

خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌ سو و آن ‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!

خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

(دکتر علی شریعتی)

پ.ن.۱: بعضی وقتا، بعضی آدمهای تنها برای اینکه از تنهاییه کشندشون بیرون بیان ،حد و مرز بعضی از روابطشونو از یاد میبرند،که این خیلی بده و باعث خیلی از سوءاستفاده ها و سوءتفاهمات میشه،اونکسی بالغه که سریع خودشو جمع کنه!!!

پ.ن.۲: هی به این فکر میکنم که ما در اینجا عرق میریزیم و وضعمان این است و آنها در آنجا عرق میخورند و وضعشان آن! نمیدانم مشکل در نوع عرقهاست یا در خوردن و ریختن ما!
(دکتر علی شریعتی)